يه روز غضنفر سوار يه اتوبوس ۲ طبقه ميشه ميره داخل اتوبوس طبقه اول جا نيست ميره طبقه بالا و ميشينه اتوبوس ميره و يه هو خودشو پرت ميكنه پايين تو خیابان ازش میپرسند ؟ چرا خودتو پرت كردي ميگه اتوبوس راننده نداشت
غضنفر از تهران بر ميگرده پيش همشهرياش ميگه: رفته بودم تهران منو خيلي تحويل گرفتند. همه دورم جمع شده بودند و ميخنديدند. تازه اين که چيزي نيست اسم يه گل هم روم گذاشته بودند. همشرياش ميگن چه گلي؟ ميگه اسگل!!!
به غضنفر میگن روزی چند ساعت کار میکنی ؟ میگه ۲۵ ساعت . میگن مگه میشه ؟ میگه صبح ها یک ساعت زودتر بلند می شم.
غضنفر تو سينما وسط نشسته بوده ، دست ميكنه تو دماغش و حسابي تميزش ميكنه اما نه دستمال داشته نه ميتونسته بلند بشه
به بغل دستيش ميگه : آقا لطفاً اينو دست به دست كن بمالش به ديوار
به غضنفر میگن شما ایمیل دارید؟میگه نه خیلی ممنون الان ناهار خوردم!